طاها طاها ، تا این لحظه: 18 سال و 11 ماه و 11 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 54 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره
بابا فرامرزبابا فرامرز، تا این لحظه: 63 سال و 10 ماه و 24 روز سن داره
وبلاگوبلاگ، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

طاها پسر خوب مامان

اصطلاح شماره 1

  Horse of a different color   معنی: یک موضوع دیگر، یک مطلب کاملاً متفاوت، وصله ناهمرنگ     Eric likes to play jokes on his friends, but he makes sure that nobody is hurt by any of his pranks. A prank that hurts someone is a horse of a different color! Being playful is one thing, but hurting someone by one's prank is quite a different matter.   اریک دوست دارد با دوستانش شوخی کند، اما مواظب است که کسی از شوخی‌های او ناراحت نشود. شوخی‌ای که کسی را ناراحت کند یک موضوع کاملاً متفاوت است. شوخ بودن یک چیز است و آزردن دیگری با شوخی چیز دیگری است .     ...
15 آذر 1392

سرود مداد رنگي

    یه جعبه مداد رنگی دارم همه رنگاشو دوست میدارم  برای زنگ نقاشی سبز و قرمزو بر میدارم سبز به رنگ سبزه ها قرمز به رنگ گلها  رنگ سفید پاک و نظیف لباس هر عروسه دریا به رنگ آبیه آبی چه رنگ خوبیه آسمونا آسمونا یه رنگ آسمونیه آسمونا آسمونا یه رنگ آسمونیه ...
15 آذر 1392

زهیر

انگار با او قهر بود. هر جا که او برای استراحت می ایستاد؛ دور از او جایی را برای استراحت پیدا می کرد. شاید در دل با خود می گفت دوری و دوستی؛ شاید تا این حد تحمل نداشت که نزدیک او باشد و با او بشیند و برخیزد. در هوای گرم حرکت می کردند و می رفتند. بعد از یک مدتی برای استراحت توقف کردند. باز هم از او دور بود. در چادرش نشسته بود که یک نفر آمد و گفت:«او می خواهد تو را ببیند.» زهیر نمی دانست چه کند. همسرش بعد از مدتی به زهیر گفت که « چرا نشسته ای؟ » در دلش خاطراتی را مرور کرد. حس خاصی داشت. بلند شد و به سمت او حرکت کرد. داخل چادر او شد. مدتی گذشت... زهیر از چادر بیرون آمد. احساسی که در دلش بود در چهره اش نمای...
15 آذر 1392