طاها طاها ، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 48 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره
بابا فرامرزبابا فرامرز، تا این لحظه: 58 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
وبلاگوبلاگ، تا این لحظه: 8 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

طاها پسر خوب مامان

زبان درس آخر

دیروز من و طاها با هم زبان درس 12 را یاد گرفتیم .  عالی بود . من تصمیم دارم که درس هایش را با او دوره کنم .کلی لغت داره  که من بلد نیستم . صفحات را اسکن کردم . برای شما هم میزارم شاید خواستید یاد بگیرید .    download  ...
3 شهريور 1398

داستان حیوانات

سلام کسی این داستان را نخوند و معنی لغت ها رو برای ما نفرستاد .  البته خودم پراگراف اول رو خوندم و تعدادی لغت نوشتم براتون اینجا می نویسم   امیدوارم که مورد استفاده شما قرار بگیره . هروز یک پاراگراف رو میخونیم . مزرعه farm روزگاری Once   مسابقه contest حیوانات animals   یک روز ...
25 فروردين 1398

داستان حیوانات

من و طاها با هم داریم زبان می خونیم امروز میخواهیم با هم یک داستان جدید بخونیم .داستان رو اینجا میزام  تا بعد از خوندن لغات های سخت و جدید رو هم می نویسم . داستان حیوانات :   Once there was a farm. Many animals lived there. One day, they had a contest in the yard. They were going to race from the barn to the farmer’s garage. The barn and the garage were far apart. It would be a long race. The winner qualified to win a bag full of apples as an award. روزی روزگاری یک مزرعه ای وجود داشت. حیوانات زیادی در آنجا زندگی می کردند یک روز مسابقه ای در محوطه مزرعه برگزار کردند. آنها قصد داشتند از انبار غله  تا...
25 فروردين 1398
1